از دیگر انحرافات مولوی نسبت کفر دادن به حضرت ابوطالب است.ابوطالبی که در دفاع از پیامبر تلاشهای بسیاری کرد.وفرزندان او همچون امیر مومنان وجعفر طیار افتخارات اسلام هستند
مولوی میگوید: خود یکی بوطالب آن عم رسول
مینمودش شنعهی عربان مهول
گفتش ای عم یک شهادت تو بگو
تا کنم با حق خصومت بهر تو
گفت لیکن فاش گردد ازسماع
کل سر جاوز الاثنین شاع
من بمانم در زبان این عرب
پش ایشان خوار گردم زین سبب
لیک گر بودیش لطف ما سبق
کی بدی این بددلی با جذب حق
الغیاث ای تو غیاث المستغیث
زین دو شاخهی اختیارات خبی(مثنوی دفتر ششم.195[1](
این در حالیست که حتی بسیاری از اهل سنت در ایمان ابوطالب مطالب زیبایی نوشته اند.ابن ابی الحدید در این مورد می گوید:ولولا ابوطالب وابنه لما مثل الدین شخص وقاما(فذاک بمکه آوی وحامی-وذاک بیثرب جس حماما)
یعنی اگر ابوطالب وفرزندش نبودند دین اسلام نمی توانست اعلام موجودیت کندپس ایندو قیام کردندابوطالب در مکه پیامبر را حمایت همه جانبه کرد(وعلی علیه السلام)در مدینه با شجاعت خود به اسلام حیات بخشید(.نقد مثنوی.ص206)
ابن ابی الحدید چگونه با ادب حقیقت را می گوید ولی مولوی بی ادبی کرده وکلمه اختیارات خبیث را به کار می برد.
حال اگر عده اي از مخالفين مولوي همين نسبت را به مولي بدهند فرياد وا عرفانا عده اي به هوا بلند مي شود.
اينكه مي فرمايند در آخر الزمان شناخت حق از باطل بسيار سخت است همين است.تكفير ابوطالب اشكالي ندارد اما نقد مولوي زشت است؟؟؟
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 2:41
توسط ..:: سالك عشق ::..